معدن چهل کوره زاهدان

معدن چهل کوره زاهدان دیروز با حضور استاد خوب دانشکده و مدیر عامل شرکت مس دکتر سعد محمدی افتتاح شد:
کانسار چهل کوره یکی از چندین ذخیره شناخته شده در زون تقاطع بلوک لوت و زون فلیش شرق ایران می باشد . نشانه های شناخته شده و کانسارهای معدنی این منطقه از جنوب به شمال عبارتند از: شوین، سیاه جنگل، چشمه رضایی، شوراب، چهل کوره، آب منگو، نسق پورچنگی، چاه کلب، قلعه زری، کوه سرخ .
موقعیت جغرافیایی
کانسار مس چهل کوره در 120 کیلومتری شمال غربی شهر زاهدان قرار دارد و ارتفاع متوسط محدوده از سطح دریا 1600 متر می باشد. دسترسی به این محدوده از طریق جاده آسفالته زاهدان - بم می باشد که از کیلومتر 51 آن در منطقه ای به نام تل سیاه، راه فرعی به سمت شمال وجود دارد و تا روستای دهانه باغی به طول44 کیلومتر ادامه می یابد. ذخیره مس چهل کوره در 25 کیلومتری شمال روستای فوق قرار دارد. آب و هوای منطقه بیابانی بوده و میانگین بارندگی سالانه آن کمتر از 100 میلیمتر است. بارندگی به صورت رگبارهای محلی همراه با رعد و برق در اواخر تابستان و مقدار کمی برف و باران در زمستان می باشد. تغییرات هوای منطقه در طی روز زیاد است. بطوریکه دمای شبانه روز در تابستان از 20 تا 50 درجه سانتیگراد و در زمستان از 15 درجه زیر صفر تا 20 درجه بالای صفر در نوسان است .
ادامه نوشته

آشنايي با معادن فيروزه

فيروزه ايراني در دنيا آنچنان شناخته شده است كه براي سنجش كيفيت ساير فيروزه‌ها اين سنگ قيمتي كشور به‌عنوان مقياس به كار گرفته مي‌شود. معدن فيروزه نيشابور در 45 كيلومتري شمال غرب اين شهرستان در جاده قديم سبزوار و در روستايي به نام «معدن» قرار گرفته است. با وجود گذشت هزاران سال از استخراج اين معدن هنوز به‌رغم توسعه علم اكتشاف در ايران اكتشاف معدن فيروزه نيشابور همچنان مسكوت مانده و عملا اقدامي انجام نشده است. اين معدن از گذشته توسط بومي‌هاي منطقه به استخراج رسيده و روش استخراج نيز سينه به سينه در اختيار اهالي روستاي معدن قرار گرفته است.

ادامه نوشته

معدن مس ميدوک

معدن مس ميدوك در 42 كيلومتري شمال‌شرق شهرستان شهربابك و 132 کيلومتري شمال غرب معدن سرچشمه در استان کرمان واقع شده است و داراي مختصات جغرافيايي 55 درجه و 10 دقيقه طول شرقي و 30 درجه و 25 دقيقه عرض شمالي مي‌باشد.
سيماي ظاهري منطقه ميدوك به صورت تپه‌هاي نسبتاً گرد با شيب ملايم و دره‌هاي كم عمق است که بالاترين ارتفاع آن از سطح دريا 2842 متر مي باشد. محدوده مس ميدوك دو توده نفوذي كم عمق مس پورفيري را در بر مي‌گيرد. كه هر يك از اين دو توده نام محلي خاص خود دارند. يكي از آن‌ها ميدوك (لاچاه) و ديگري سارا مي‌باشد. كارگاه اصلي در محل معدن ميدوك است كه در 7 كيلومتري شمال‌غرب روستاي ميدوك واقع شده است.
سابقه معدن:
كارهاي قديمي انجام شده در منطقه، حكايت از بهره‌برداري فيروزه و مس در اين محل دارد. در گزارش اكتشافي قبل از سال 1348 با عنوان كانسارهاي مس در ايران نوشته بازن و هونبر شرح اين معدن آمده است. در سال‌هاي 1969-1970 در طي انجام يك پروژه اكتشافي گسترده با همكاري شركت صنعتي معدني متال گزل آلمان غربي سابق و سازمان گسترش و نوسازي كشور، اكتشافات مفصلي شامل برداشت زمين‌شناسي، نمونه‌گيري ژئوشيميايي و محاسبه ذخيره به ويژه در بخش پورفيري ميدوك انجام شده است. همچنين در سال 1970 گزارش تفصيلي گسترش مواد فلزي در توده‌هاي نفوذي در منطقه شهربابك از جمله ميدوك و سارا توسط سازمان مطالعات معدني آلمان (Fur) ارائه شد. در سال 1969 گزارش زمين‌شناسي منطقه ميدوك توسط زمين‌شناسان يوگسلاو ارائه شده است.

ادامه نوشته

معدن زغالسنگ ایکشیما

دانلود فیلم معدن زغالسنگ ایکشیما ۱

دانلود فیلم معدن زغالسنگ ایکشیما ۲

معدن سنگ آهن چادر ملو

مگنتیت

معدن سنگ آهن چادر ملو در فاصله ۱۸۰ کیلومتری شمال شرقی شهرستان یزد و در ۶۵ کیلومتری شمال شهرستان بافق در منطقه آهن خیز بافق ساغند قرار دارد. این معدن دارای مختصات طول جغرافیایی ۳۰/۵۵ و عرض جغرافیایی ۱۷/۳۲ می باشد که در ارتفاع ۱۴۵۰ متری از سطح دریا واقع شده است. همچنین این معدن در فاصله ۵۵۰ کیلومتری از کارخانه ذوب آهن اصفهان قرار گرفته است.

کانیهای موجود در ترکیب کانسار چادرملو

کانیهای اصلی معدن شامل هماتیت و مگنتیت بوده و آهن هیدراته و کربناته به مقدار اندک حضور دارند و کانیهای گانگ عبارتند از: آپاتیت، کوارتز، کربنات ها (کلسیت)، فلدسپات ها، کلریت، ندرتا ژیپس، انیدریت و بیوتیت. با توجه به ترکیب های شیمیایی دو گونه مدل معدنی قابل تشخیص است:

الف- مگنتیت، هماتیت.

ب- هماتیتی، مگنتیت.

مگنتیت، هماتیت به دو صورت دیده می شود: نخست، مگنتیت هایی که به صورت اجتماعی از دانه های منظم بوده و تجمعی از کانیهای آپاتیتی، کربناتی و گاه پیریتی در آنها مشهود است. دوم کانیهایی که از نوع مگنتیتی بوده و توسط هماتیتی جایگزین گردیده که غالبا شکل دروغین دارند. که گاه شکل رگه ها و دانه های غیر منظم دیده می شوند. در منطقه اکسیده، مگنتیت تبدیل به هماتیت ثانویه شده است (مارتیت) که غالبا به شکل رگه هایی در امتداد شکافها در مراحل اولیه قرار گرفته اند و تحت اکسیداسیون شدید، حالت تبدیل کامل مگنتیت به هماتیت صورت گرفته است.

هماتیت اولیه به شکل ورقه ای پوسته ای دارای بافت جریانی بوده، فضای خالی بین ذرات آنرا کوارتز، کربنات و آپاتیت پر کرده است. اندازه دانه های هماتیت 50 تا 110 میکرون است. به طور کلی آهنهای کانسار چادرملو تحت کانیهای اصلی به دو گروه تقسیم می شوند که عبارتند از:

مگنتیت، هماتیت، کلسیت، آپاتیت، دولومیت و کوارتز. دوم کانیهای فرعی مرکب از پیریت، کلریت، اکتینولیت، تالک انیدریت، ژیپس گوئیتیت، ئیدروگوئیتیت. به دو گروه فوق گروه سومی اضافه می شود که مقدار آنها در قیاس با دیگر کانیها اندک است. نظیر: اسفن، روتیل، کالکوپیریت، تورمالین و پاترونایت و در نهایت می توان گفت سنگ آهن چادرملو به شکل های زیر مشاهده می شود:

1. سنگ آهن مگنتیتی

2. سنگ آهن مگنتیتی مارتیتی

3. سنگ آهن مگنتیتی آپاتیت دار

4. سنگ آهن مگنتیتی هماتیت دار

5. سنگ آهن هماتیت مگنتیت دار

6. سنگ آهن هماتیتی

7. سنگ آهن مگنتیت پیریت دار.

کانسار آهن چادرملو اکثرا از 5 نوع اول تشکیل شده است و در بین آنها سنگ آهن مگنتیت هماتیت دار بیشترین مقدار را شامل می شود.

ادامه نوشته

معدن سنگ آهن چغارت و سه چاهون

معدن سنگ آهن چغارت در ۱۰ کيلومتري شهرستان بافق قرار دارد و فاصله معدن سنگ آهن سه چاهون از چغارت حدود ۳۵ کيلومتر است. اين معدن از سال ۱۳۵۰ تامين کننده خوراک کارخانه ذوب آهن اصفهان بوده است نوع سنگ آهن مصرفي عبارت است از سنگ آهن پر عيار و کم فسفر و دانه بندي شده در کارخانه موجود مي باشد.
از معدن سنگ آهن چغارت علاوه بر سنگ آهن پر عيار و کم فسفر يک نوع سنگ آهن کم عيار و پر فسفرنيز استخراج مي شئد که قابل استفاده بري کوره بلند و صنايع فولاد سازي کشور نمي باشد ميزان استخراج اين نوع سنگ آهن که در محوته سنگ آهن چغارت ذخيره شده است حدود ۵/۱۹ ميليون تن مي باشد که مي بايستي آن را به طريقي قابل استفاده در صنايع فولاد سازي نمود. از طرفي ذخيره قابل استفاده سنگ آهن کم عيار سه چاهون در دو توده شمالي و جنوبي به ترتيب برابر ۴۵ و.۴/۴۹ ميليون تن بر آورد شده است

ادامه نوشته

معدن الماس آرگایل

دانلود فیلم معدن الماس آرگایل

معدن سنگ آهن بافق

شهر بافق در 120 كيلومتري جنوب شرقي شهر يزد و در حاشيه كوير مركزي ايران واقع شده است . اين شهرستان بدليل كويري بودن داراي آب و هواي گرم و خشك با زمستانهاي كوتاه و تابستانهاي گرم ميباشد . بافق با طول شرقي 55 درجه و 24 دقيقه از نصف النهار گرينويچ و عرض 31 درجه و 35 دقيقه شمالي و ارتفاع از سطح دريا 1004 متر و اختلاف زمان آن با تهران 13 دقيقه و 40 ثانيه ميباشد .
جمعيت بافق بر طبق سرشماري سال 1375 بالغ بر 41835 نفر ميباشد كه 12400 نفر در بهاباد و دهستانهاي اطراف و مابقي در بخش مركزي سكونت دارند.
اين شهرستان از جمله معدن خيزترين شهرهاي ايران ميباشد كه از مهمترين معادن آن ميتوان سنگ آهن چغارت ،‌فسفات اسفوردي ، سرب و روي كوشك ،‌سنگ آهن سه چاهون ، منگنز ناريگان و معدن مرمريت بيشه در را نام برد .
لازم به ذكر است كه محدوده شهرستان بافق با توجه به عمليات اكتشافي بالغ بر 70 آنومالي با ذخيره بيش از 5/1 ميليارد تن سنگ آهن و بيش از 30 ميليون تن سرب و روي و معادن گچ و ساير سنگهاي ساختماني شناسائي شده كه بنا بدلايلي هنوز به بهره برداري نرسيده است .

نواحي آهن دار ايران
سرزمين اسلامي ايران از نظر ذخائر معدني بخصوص سنگ آهن ، كشوري است غني و در ميان ساير كشورهاي دنيا جاي خاصي را به خود اختصاص داده است در ايران بيش از چندين توده معدني آهن شناخته شده كه فقط برخي از اين كانسارها مطالعه شده است و بطور كلي نواحي آهن دار ايران را به مناسبت نزديكي كانسارهاي آهن نسبت به هم به چند منطقه تقسيم كرده اند كه ذيلا فقط به برخي كانسارها اشاره مي شود :
1 – منطقه اراك – ملاير 2 – منطقه بافق – يزد
3 – منطقه اصفهان – كاشان 4 – منطقه خراسان
5 – منطقه تهران – قم – قزوين 6 – منطقه خليج فارس

ادامه نوشته

فیلم های اتشباری معادن

اتشباری در معدن به منظور استخراج ماده معدنی و دسترسی به ماده مورد نظر صورت می گیرد این مرحله از مراحل مهم و البته رعایت کامل موارد ایمنی از نکات الزامی است

دانلود فیلم ۱

دانلود فیلم ۲

دانلود فیلم ۳

معرفی معدن مس سونگون

موقعیت جغرافیایی معدن مس سونگون معدن مس سونگون در استان آذربایجان شرقی، 105 کیلومتری شمال شرقی تبریز، 70 کیلومتری شمال غرب اهر و 28 کیلومتری شمال ورزقان در همسایگی جمهوری های آذربایجان و ارمنستان قرار دارد.مختصات جغرافیایی منطقه، 46 درجه و 43 دقیقه طول شرقی و 38 درجه و 42 دقیقه عرض شمالی می باشد. کانسار مس سونگون در یک منطقه کوهستانی ، با ارتفاع متوسط 2000 متر بالای سطح دریا و در بخشی از رشته کوه های قره داغ قرار گرفته است. حداکثر ارتفاع معدن از سطح دریا 2700 متر می باشد .راه دسترسی اصلی معدن از طریق جاده آسفالته تبریز – ورزقان – سونگون می باشد .راه دسترسی دوم از طریق جاده تبریز – اهر – ورزقان می باشد .معدنذخیره زمین شناسی کانسار مس سونگون از نوع پورفیری بوده . گمانه زنی(حفاری اکتشافی) در این معدن از سال 1368 شروع و در سال 1384 به اتمام رسید. تعداد کل گمانه های حفاری شده به متراژ کل 80168 متر می باشد و تعداد کل تونل های اکتشافی در محدوده ی اکتشافی هفت تونل با متراژ 25/2424 متر می باشد. عملیات پیش باطله برداری از دی ماه 1373 توسط شرکت ترانشه معدن شروع گردیده است. روش استخراج در معدن سونگون روباز بوده و با مطالعه و بررسی های به عمل آمده توسط کارشناسان داخلی و خارجی بهینه سازی حد نهایی معدن به همراه مسیر های ارتباطی داخل آن ، با استفاده از نرم افزارهای white2x و Gemcom و Datamine مشخص گردیده است

ادامه نوشته

معدن الماس دایاویک

دانلود فیلم بسیار زیبای معدن الماس دایاویک ۱

دانلود فیلم بسیار زیبای معدن الماس دایاویک ۲

معدن سرب و روي کوشک

معدن سرب و روي کوشک در فاصله 165 کيلومتري شرق يزد و در 45 کيلومتري شمال شرق شهرستان بافق در عر ض جغرافيايي 31درجه و 40 دقيقه و طول جغرافيايي 55 درجه و45 دقيقه در حاشيه کوير لوت واقع شده است. ارتفاع بلند ترين کوه همجوار معدن از سطح دريا 2302 متر و ارتفاع نواحي ساختماني و تاسيساتي حدود 2000 متر است.

معدن سرب و روي کوشک از ديرباز مورد توجه معدنکاران قديمي بوده است. آثار کارهابي قديمي نشان دهنده استخراج کلوخه هاي پر عيار سرب از رخنمون هاي شرق معدن که به کوشک قديمي موسوم است مي باشد. طي اين مدت استخراج بسيار ساده و با ابزار ساده و بدون استفاده از هر گونه چالزني و آتشباري بوده است.و بعد از آن دوره مکانيزاسيون شروع شد و استفاده از روش هاي چالزني و انفجاري انجام گرفت و ميزان کل کنسانتره روي توليد شده در دوره مکانيزاسيون 553000 تن و کنسانتره سرب توليد شده حدود 99000 تن مي باشد.استخراج سنگ معدني روي با عيار 12-10درصد و سرب با عيار 3.5-2.5 درصد از معدن رو باز و زير زميني مي باشد.

ادامه نوشته

معدن زغالسنگ تای هیو

دانلود فیلم معدن زغالسنگ تای هیو

فیلم معرفی کامل از مهندسی معدن

باعرض تبریک به مناسبت فرا رسیدن سال 90 و ارزوی سالی سرشار از موفقیت برای تمام ایرانیان و مخصوصا شما دوستان تهران جنوبی , تعطیلات امسال فرصت مناسبی است تا با معادن و بخش معدن بیشتر اشنا شویم  

دانلود فیلم معرفی کامل از مهندسی معدن

 

الماس

الماس نام خود را از خاصيت سختي بالاي آن و از كلمه يوناني (adamas) به معني غير قابل تسخير (unconquerable) گرفته است هيچ چيز از نظر سختي نمي تواند با الماس رقابت كند سختي الماس (با درجه سختي10) 140 بار بيشتر از كرندم با درجه سختي 9 وگوهر هاي مربوط به اين خانواده يعني ياقوت قرمز(ruby) و ياقوت كبود(sapphire) مي باشد با وجود اينكه سختي الماس در جهت هاي مختلف كريستالي متفاوت است يك الماس را فقط مي توان با يك الماس ديگر يا پودر الماس برش داد.
درخشش(Luster) بي مانند و قوي الماس راهي است براي شناسايي الماس بوسيله يك چشم با تجربه با كانيهاي جانشين آن (imitation)،كه امروزه اين كانيها به وفور در بازار ديده مي شوند. الماس معمولا" به واكنشهاي شيميايي غير حساس است اما نقطه قابل ذكر در مورداين كاني اين است كه حرارت بالا مي تواند باعث سياه شدن سطوح الماس شود بنابراين در طي حرارت دادن وهويه كردن الماس (در عمليات نصب الماس بر روي فلزات گرانبها) بايد دقت خاصي مبذول داشت.
در مقياس موهو الماس سخت ترين و گرافيک نرم ترين است.حال آنکه اتمهاي تشکيل دهنده هر دو کربن است.اين تفاوت ناشي از آن است که در الماس اتمهاي کربن در يک شبکه سه بعدي به يکديگر متصل هستند در حالي که در گرافيک ورقه هايي هستند که با پيوند هاي سست به يکديگر متصل اند.
براي به دست آوردن تنها 5 گرم الماس مي بايد به ميزان 1000 کيلو گرم استخراج معدن داشته باشيدکه تنها 20 ذرصد آن کيفيت لازم جواهري را دارد و مابقي در صنعت مورد استفاده قرار مي گيرد(که اين نوع الماس به عنوان خرده الماس تراش دار يا نوعي الماس کدر (ريزتر) شناخته شده مي باشد)
در 50 سال اخير انواع مختلف الماس با ويژگي ها و رنگهاي مختلف شناخته شده اند بطور مثال الماس هاي تيپ IIa, IIb, Ib, Ia داريم كه از نظر تجاري تفاوت زيادي ندارند ولي از نظر طريقه بر ش دادن شناخت اين تيپ ها اهميت فراوان دارد.

ادامه نوشته

حفر تونل با دستگاهاي T.B.M

دستگاهاي T.B.M يا tunnel boring machine يکي از مهمترين ماشين آلات حفر تونل مي باشند که قادرند تونل را به صورت تمام مقطع حفر  کنند.

تکامل و گسترش اين دستگاه ها سبب شده است که آهنگ پيشروي تونل ها در حد قابل توجهي افزايش يابد. امروزه در سنگ هاي نسبتا سخت نيز براي حفر تونل از اين ماشين ها استفاده مي کنند.
بعد از سال ها تلا ش و ساخت انواعي از اين نوع ماشين ها کوشش هاي بعدي به منظور ساخت ماشين هاي تمام مقطعي بود که شرايط سخت زمبن شناختي قادر به حفر تونل باشد که آهنگ پيشرفت و تکامل در اين زمينه در مقايسه با پيشرفت هاي اوليه اين ماشين ها محدود تر است. در واقع شروع اين تحقيقات کوشش هاي رابينز در سال 1957 ميلادي براي ساخت ماشين هايي بود که بتواند در سنگ هاي خيلي سخت نيز با راندمان معقول تونل حفر کند.
در آن زمان به تدريج اين دستگاه ها سنگينتر و محکم تر شد ند و توان آنها نيز افزايش يافت اما پيشرفت آنها در زمينه حفر سنگ هاي محکم کند است. به عنوان مثال عملکرد نوعي از اين دستگاه ها که مجهز به هر دو سيستم برش ناخني و ديسکي بود براي حفر در سنگهاي آهکي سيليتي که در بين آنها لايه هايي با مقاومت140mpa وجود داشت راضي کننده نبود. سر انجام ناخن ها به طور کلي حذف شد و حفر تونل تنها با استفاده از ديسک هاي حفار ادامه يافت.

ادامه نوشته

معدن سنگ آهن چادرملو

کانسار چادرملو در سال 1319 توسط يک مهندس ايراني به نام آقاي مهندس سبحاني و تحت نظر زمين شناس آلماني بنام کومل شناسائي گرديد. پژوهشهاي اوليه زمين شناسي در خلال سالهاي 43-1342 با حفر تونلهاي اکتشافي انجام شد. اکتشافات کلي منطقه و مغناطيس سنجي هوائي که از سال 1347 در مساحتي به وسعت 40 هزار کيلومتر مربع آغاز شده بود منجر به ثبت ناهنجاري (Anomaly) مغناطيسي در کل منطقه بافق ساغند و زرند کرمان گرديد. اکتشافات تکميلي در سالهاي 1357-1352 انجام شد.
پس از پيروزي انقلاب اسلامي ايران، کانسار چادرملو به عنوان يک طرح مستقل مورد توجه قرار گرفت، در سال 1362 مذاکره براي ادامه مطالعات و طراحي تفصيلي با شرکت LKAB سوئد آغاز شد که به نتيجه نرسيد.
در سال 1365 مهندسين مشاور آلماني شرکت E.B.E به منظور انجام مطالعات اوليه و طراحي تفصيلي انتخاب و قرارداد مهندسي فاز يک در سال 1365 و فازهاي 2 و 3 در سال 1369 بين شرکت ملي فولاد ايران و مهندسين مشاور مذکور منعقد گرديد. پس از انجام مطالعات فاز 1 مشاور مزبور، با تائيد شرکت ملي فولاد ايران روش فرآوري سنگ آهن چادرملو را از طريق جداکننده ميدان ضعيف، جداکننده مغناطيسي ميدان قوي، فلوتاسيون کنسانتره هماتیتی به منظور کاهش فسفر و بازيابي آپاتيت (کنسانتره فسفر) انتخاب و طراحي تفصيلي را بر اساس اين روش آغاز نمود. بموازات فعاليتهاي مهندسي فوق، مجوز شروع عمليات اجرائي در اواخر سال 1368 از طرف سازمان برنامه و بودجه وقت صادر و طرح بمورد اجرا گذاشته شد.

ادامه نوشته

معدن طلای موته

موقعیت جغرافیایی:

معدن طلای موته در ۲۷۰ کیلومتری جنوب غرب تهران در رشته کوههای نسبتاٌ پست واقع در جنوب دلیجان - شمال غربی میمه و شمال شرقی گلپایگان قرار دارد. ارتفاع منطقه از سطح دریا ۱۹۰۰ تا ۲۳۰۰ متر می‌باشد.
اندیسهای عمده در ناحیه طلا دار موته عبارتند از معدن طلای چاه خاتون، معدن طلای سنجده، معدن طلای دره اشکی، معدن طلای تنگه زر، معدن طلای چشمه گوهر، معدن طلای قرم قرم، معدن طلای چاه باغ، معدن طلای چاه علامه و معدن طلای سه کلپ.

ادامه نوشته

انرژي هسته‌اي از معدن تا نيروگاه

به بهانه ی روز ملی فناوری هسته ای:

استفاده از انرژي هسته‌اي براي توليد برق روشي پيچيده اما كارامد براي تامين انرژي مورد نياز بشر است. به طور كلي براي بهره‌برداري از انرژي هسته‌اي در نيروگاه‌هاي هسته‌اي، از عنصر اورانيوم غني شده به عنوان سوخت در راكتورهاي هسته‌اي استفاده مي‌شود كه ماحصل عملكرد نيروگاه، انرژي الكتريسته است. عنصر اورانيوم كه از معادن استخراج مي‌شود به صورت طبيعي در راكتورهاي نيروگاه‌ها قابل استفاده نيست و به همين منظور بايد آن را به روشهاي مختلف به شرايط ايده عال براي قرار گرفتن درون راكتور آماده كرد.

در ادامه مطلب با اورانیوم و روش استخراج و کانسارهای اورانیوم و راکتورها و روشهای غنی سازی اشنا می شوید:

ادامه نوشته

منطقه عسلویه

حتما تا به حال نام عسلویه را در سر بسیاری از کلاسهای تخصصی و به خصوص از زبان دکتر واثقی شنیده اید منطقه عسلویه به عنوان یکی از منابع عظیم نفت و گاز در ایران است اما بیشتر با عسلویه اشنا شویم:

مكان و موقعيت

اين منطقه در شرق استان بو شهر در حاشيه خليج فارس در 300 كيلومتري شرق بندر بوشهر570 كيلومتري غرب بندر عباس واقع است(همجواري استان بوشهر با استان ها :از شمال به فارس ،از شرق به هرمزگان و از غرب به خوزستان كهكيلويه و بويراحمد) و حدود 100 كيلومتر باحوزه گاز پارس جنوبي كه درميان خليج فارس واقع شده (دنباله حوزه گنبد شمالي قطر ) فاصله دارد

موقعيت مورد نظر براي منطقه ويژه اقتصادي انرژي پارس مزاياي قابل توجهي دارد، از جمله كمترين فاصله ممكن با ميدان گاز پارس جنوبي، وجود فرودگاهي كه درزمان ساخت وساز ميتواند سرويس مناسبي به عنوان فرودگاه بين المللي استقرار يابد، دسترسي مستقيم به اب دريا، عمق مناسب سواحل ازنظر بندري ،برخوردار از شبكه هاي تاسيسات زيرساختي شريان هاي ارتباطي فرامنطقه اي ،وجود نيروي كار بالقوه در شهرها وروستاهاي اطراف ،طبيعت سرسبز وچشم انداز هاي طبيعي زيبا و…

محدوده و وسعت

محدوده منطقه ويژه اقتصادي انرژي پارس براساس مصوبه هيات وزيران وشوراي عالي مناطق ازاد تجاري / صنعتي به اين شرح تعيين گرديده است : ازغرب به روستاي شيرينو ،ازجنوب به خليج فارس، ازشمال به دامنه ادامه سلسه جبال زاگرس وازشرق به روستاي چاه مبارك . اين محدوده طبق مصوبه هيئت محترم وزيران 10000 هكتار بوده كه براساس استانداردها تفكيك ميگردد

توسعه منطقه ويژه

با توجه به پتانسيل هاي اين منطقه، كمبود اراضي مناسب و لزوم توسعه صنايع بالادست نفت وگاز( با دسترسي مناسب به دريا ) درمحدوده منطقه ويژه وهمچنين قرار داشتن مكان فعلي روستاهاي نخل تقي و عسلويه در محدوده اي با خطر سنجي بالا ، عدم دسترسي مناسب به شريان هاي پيرامون منطقه و …… نيز نامناسب بودن مكان فرودگاه نظامي فعلي ( خطر سنجي بالا در همجواري با صنايع بالا دست، عدم امكان استفاده بهينه اهالي منطقه از آن و… ) درنظراست در اينده نزديك نسبت به جابجايي فرودگاه وروستاهاي نخل تقي وعسلويه سايت نيروهاي نظامي به مكانهاي مناسب واستفاده از اراضي فوق به عنوا ن توسعه صنايع بالا دست اقدام شود

ضمنا با توجه به لزوم استقرار واحدهاي مايع سازي گاز( DME,GTL,LNG ) درمنطقه وعطف به مسائل ايمني و حريم و فاصله لازم اين واحد ها از ديگر واحد هاي صنعتي ، زميني ساحلي به وسعت تقريبي 2000 هكتار واقع در 20 كيلو متري غرب منطقه جهت استقرار واحد هاي فوق پيش بيني شده است

مراحل مختلف عمليات اکتشاف معدن

اگر به عنوان یک مهندس معدن دوست دارید با مراحل اکتشاف اشنا شوید بدانید مراحل مختلف عمليات اکتشاف معدن شامل:

مرحله شناسايي

مرحله پي جوئي

مرحله اكتشاف عمومي

مرحله اكتشاف تفصيلي

می باشد در ادامه مطلب بصورت تفضیلی به این مراحل می پردازیم:

ادامه نوشته

معدن مس سرچشمه

 

 موقعيت جغرافيايي معدن:

معدن مس سرچشمه با مختصات "20 '52° 55 طول شرقي و "40 '56° 29 عرض شمالي در 160 كيلومتري جنوب غربي كرمان و 50 كيلومتري رفسنجان قرار دارد. اين معدن از طريق جاده‌ي آسفالته به رفسنجان و سيرجان مرتبط بوده و فاصله آن تا بندرعباس 437 كيلومتر است. ارتفاع اين ناحيه از سطح دريا به‌طور متوسط 2620 متر است و بلندترين نقطه‌ي آن از سطح دريا 3280 متر ارتفاع دارد. تغييرات ساليانه‌ي درجه‌ي حرارت در اين ناحيه از 15- تا 32+ درجه‌ي سانتي‌گراد مي‌باشد. ميزان بارندگي در ارتفاعات 550 ميلي‌متر در سال گزارش شده‌ و سرعت باد در اين ناحيه گاهي به 100 كيلومتر در ساعت مي‌رسد .
كانسارهاي سرچشمه در قسمت مركزي سلسله جبال زاگرس قرار گرفته و متشكل از سنگهاي چين خورده گسله، سنگهاي رسوبي و مواد آتشفشاني اوايل دوران سوم است.

 تاريخچه معدن:
اين محل از قديم به‌دليل جاري بودن آب‌هاي زنگاري‌رنگ و تشكيل رسوبات آبي‌رنگ در كف‌ دره‌ها و جويبارها مورد توجه بوده است. اين رسوبات نمك كه سولفات مس مي‌باشند، هم اكنون نيز در كف آبراهه‌هاي اطراف معدن قابل مشاهده مي‌باشند. اين كانسار براي اولين‌بار توسط مهندس انتظام در سال 1928 كشف شد. او در اين منطقه به‌دنبال سرب و روي بود كه مشاهده سرباره‌هاي مربوط به قرن‌هاي گذشته و آزمايش آن‌ها در منطقه او را به اين معدن راهنمايي كرد.
اولين كارهاي اكتشافي و پي‌جويي در سال 1966 توسط سازمان زمين‌شناسي كشور در اين منطقه انجام شد. كارهاي دقيق‌تر اكتشافي با حفاري‌هايي به‌طول 12000 متر ادامه يافت.
عمليات معدن‌كاري در اين معدن از سال 1345 با صدور پروانه‌ي اكتشاف به نام «شركت سهامي معادن كرمان» آغاز شد. در سال 1346 اين شركت به همراه يك شركت مهندسي مشاور انگليسي به تهيه نقشه‌هاي زمين‌شناسي منطقه به مقياس 1:50000 و 1:10000 و 1:2500 پرداخته و به‌دنبال آن شبكه‌ حفاري 200 متري بر روي نقشه 1:2500 ايجاد شد.
با انحلال مشاركت شركت‌هاي ايراني - انگليسي در سال 1349 ادامه‌ي‌ عمليات اكتشافي به «شركت سهامي معادن مس سرچشمه» سپرده شد و اين شركت توانست تا سال 1354 عمليات حفاري عمقي در شبكه‌هاي 100 متري قائم و 50 متري زاويه‌دار را به انجام رساند.
در سال 1355، به دنبال تحولات پديد آمده در شيلي، شركت آناكاندا (Anaconda) از كمپاني‌هاي اصلي بهره‌‌برداري مس شيلي، طي مشاركت با «شركت ملي صنايع مس ايران» - كه جايگزين شركت سهامي معادن مس سرچشمه شده بود - طرح 20 ساله بهره‌برداري از معدن و طراحي كارخانه را آغاز نمود كه اين برنامه‌ها با وقوع انقلاب اسلامي متوقف شد.
ادامه‌ي فعاليت‌ها در سال 1357 توسط كارشناسان ايراني پيگيري شد و آنان توانستند طي سال‌هاي 1360 تا 1362 به ترتيب واحدهاي «معدن و تغليظ»، «ذوب و ريخته‌گري»، «استحصال موليبدن» و «پالايشگاه» را راه‌اندازي كنند (عباسي كليماني، 1383).
در حال حاضر مجتمع مس سرچشمه اولين توليدكننده‌ي مس در ايران است كه تحت پوشش شركت ملي صنايع مس ايران قرار دارد. بهره‌برداري از معدن از سال 1380 براساس طرح توسعه‌ي معدن كه توسط كارشناسان ايراني تدوين شده، صورت مي‌گيرد. ميزان كانسنگ خروجي روزانه از جبهه‌هاي مختلف معدن كه به روش روباز استخراج مي‌شود 41000 تن و ساليانه حدود 14 ميليون تن با عيار 1% مي‌باشد. ميزان توليد نيز 120000 تن در سال بوده كه در طرح توسعه به 200000 تن افزايش يافته‌است. براساس اين طرح ظرفيت استخراج روزانه از حدود 40000 تن به 80000 تن رسيده و عمر مفيد معدن با اين طرح از 15 سال به 27 سال افزايش يافته و تا سال 1403 شمسي ادامه خواهد يافت
 

 استخراج معدن:
 بهره‌برداري از معدن مس سرچشمه بصورت روباز و طراحي اوليه آن توسط شركت آناكاندا انجام شده‌است، شيب ديواره معدن 30 درجه و حداكثر شيب جاده در داخل آن 8 درجه در نظر گرفته شده‌است. عرض و ارتفاع پله‌هاي معدن به‌ترتيب 8.75 و 12.5 متر مي‌باشد. بسته به استحكام سنگ معدن بازاء هر 4 تا 8 يا 12 پله، يك پله ايمني ساخته مي‌شود كه در اين‌صورت شيب معدن از 30 درجه به 37 درجه و بالاخره به 41 درجه خواهد رسيد. نقشه بهره‌برداري از معدن در مراحل روزانه، ماهانه، يك ساله، سه ساله، 5 ساله، 7 ساله، 10 ساله، 15 ساله و 20 ساله تهيه شده‌است.
چال‌زني با مته‌هاي 9 اينچي در شبكه‌هاي 9.5*7.5 متر و آتشباري با استفاده از آنفو انجام مي‌شود. عمق چاهها بين 14 تا 14.5 متر مي‌باشد و از انفجار هر چال حدود 2000 تن سنگ معدن بدست مي‌آيد. بارگيري با شاول با ظرفيت 9 متر مكعب( در حدود 15 تن ) و باربري توسط كاميون با ظرفيت 120 تن انجام مي‌گيرد. ميزان استخراج معدن در روز 100000 تن مي‌باشد كه 44000 تن از آن به‌عنوان ماده معدني با عيار 1.12 درصد وارد سنگ‌شكن اوليه مي‌شود و بقيه بعنوان باطله در محل‌هايي كه براي اين منظور در نظر گرفته شده ريخته مي‌شوند.

 ذخيره و استخراج معدن:
ذخيره‌ي نهشته روباز (OpenPit) معدن 740 ميليون تن با عيار 0.78% مس، 0.03% ‌موليبدن 0.27 ppm طلا، 1.14 ppm نقره، 1.2 ppm نيكل و 0.9 ppm كبالت است و كل ذخيره زمين‌شناسي آن 1.2 ميليارد تن با عيار 0.69 درصد مس مي‌باشد. از اين ذخيره 100 ميليون تن آن داراي عيار 1.5 درصد مس است كه شامل يك بلانكت غني شده از كالكوسيت بوده و ضخامت متوسط آن به 40 متر مي‌رسد. ذخيره نهشته اكسيدي 27 ميليون تن برآورد شده‌است كه با روش SX_EW فرآوري مي‌شود. اين زون با ضخامت 26 متر شامل كاني‌‌هاي كوپريت، مالاكيت و آزوريت است. ذخيره احتمالي معدن نيز 1200000 هزارتن و ذخيره قطعي آن 826500 هزار تن برآورد شده كه بزرگترين معدن مس ايران و قابل مقايسه با معادن بزرگ دنيا چون چوكي‌كاماتا در شيلي و بينگهام در آمريكا مي‌باشد (پرند و همكاران، 1376).
بهره‌برداري از معدن مس سرچشمه به‌صورت روباز و طراحي اوليه‌ي آن توسط شركت آناكاندا انجام شده ‌است. شيب ديواره‌ي معدن 30 درجه و حداكثر شيب جاده در داخل آن 8 درجه در نظر گرفته شده‌ است. عرض و ارتفاع پله‌هاي معدن به‌ترتيب 8.75 و 12.5 متر مي‌باشد. بسته به استحكام سنگ معدن بازاء هر 4 تا 8 يا 12 پله، يك پله‌ي ايمني ساخته مي‌شود كه در اين‌صورت شيب معدن از 30 درجه به 37 درجه و بالاخره به 41 درجه خواهد رسيد. نقشه بهره‌برداري از معدن در مراحل روزانه، ماهانه، يك ساله، سه ساله، 5 ساله، 7 ساله، 10 ساله، 15 ساله و 20 ساله تهيه شده ‌است. چال‌زني با مته‌هاي 9 اينچي در شبكه‌هاي 9.5*7.5 متر و آتش‌باري با استفاده از آنفو انجام مي‌شود. عمق چاهها بين 14 تا 14.5 متر مي‌باشد و از انفجار هر چال حدود 2000 تن سنگ معدن بدست مي‌آيد. بارگيري با شاول با ظرفيت 9 متر مكعب( در حدود 15 تن ) و باربري توسط كاميون با ظرفيت 120 تن انجام مي‌گيرد. ميزان استخراج معدن در روز 100000 تن مي‌باشد كه 44000 تن از آن به‌عنوان ماده معدني با عيار 1.12 درصد وارد سنگ‌شكن اوليه مي‌شود و بقيه به‌عنوان باطله در محل‌هايي كه براي اين منظور در نظر گرفته‌شده، ريخته مي‌شوند .
 

◄    زمين‌شناسي عمومي منطقه:
اين معدن از لحاظ زمين‌شناسي در بخش جنوب‌شرقي كمربند تكتونوماگمايي ايران مركزي و در مجموعه‌ي آتشفشاني - رسوبي پاريز از كمربند دهج - ساردوئيه در استان كرمان جاي گرفته است.
زمين‌شناسي كانسار سرچشمه اولين بار توسط (Baizn and Hubner 1969) و سپس توسط (Waterman and Hamilton 1975) شرح داده شده ‌است. كانسار سرچشمه تقريباً در قسمت مركزي يك زون متشكل از مواد آتشفشاني و رسوبي چين‌خورده كه با جهت عمومي شمال‌غرب - جنوب‌شرق از جنوب تركيه تا بلوچستان ادامه دارد، واقع شده ‌است. در محدوده‌ي معدن گسل‌هايي با روند شمالي - جنوبي وجود دارند كه اين حركات تكتونيكي به همراه ماگماتيسم منطقه مربوط به زمان كوارترنر مي‌باشد.
معدن در دامنه‌ي شمالي كوه مامرز قرار گرفته و سنگ‌هاي منطقه از كمپلكس‌هاي آتشفشاني - رسوبي، توده‌هاي نفوذي اليگوميوسن و گدازه‌هاي داسيتي كواترنر تشكيل يافته است. كمپلكس ائوسن از پيروكلاستيك‌هايي كه توسط گدازه‌هاي تراكي‌آندزيتي و تراكي‌بازالتي دگرسان‌شده، ساخته شده ‌است. اين كمپلكس دچار چين‌خوردگي شده و طاقديسي با روند شرقي - غربي در آن به‌وجود آمده است. توده‌هاي نفوذي گرانوديوريت‌هاي پورفيري هستند كه دايك‌هاي بيشماري در آن‌ها تزريق شده است، جهت اين دايك‌ها اكثرا حدود N25W است. منشاء اين گرانوديوريت احتمالاً ماگمايي هيبريد مي‌باشد.
توپوگرافي محل نيز به خوبي گسترش يافته و به علت فرسايش سريع سنگ هوازده، حوضه‌ي وسيعي در اطراف كانسار گسترش يافته است. آب منطقه نيز توسط رودخانه‌ي سرچشمه زهكشي مي‌شود. توده‌ي معدني كانسار سرچشمه به شكل عمومي يك بيضي با ابعاد 2/1×2/4 كيلومتر و عمق 6/1 كيلومتر مي‌باشد.

 

◄    زمين‌شناسي كانسار مس پورفيري سرچشمه:

زمين‌شناسي كانسار سرچشمه اولين بار توسط( Baizn and Hubner 1969 ) و سپس توسط( Waterman and Hamilton 1975 ) شرح داده شده‌است. كانسار سرچشمه تقريبا در قسمت مركزي يك زون متشكل از مواد آتشفشاني و رسوبي چين خورده كه با جهت عمومي شمال غرب - جنوب‌شرق از جنوب تركيه تا بلوچستان ادامه دارد، واقع شده‌است. اين كانسار در يك توده پورفيري گرانوديوريتي بنام پورفير سرچشمه متمركز شده‌است. اين توده در داخل سري آندزيتي ائوسن تزريق شده‌است. اين توده نفوذي بطور قريب به يقين وابسته به يك مجموعه ديوريت كوارتزدار مي‌باشد كه بيرون زدگي‌هاي مهمي در اطراف كانسار نشان مي‌دهد( توده نفوذي كوه مامه‌زر ). پورفير سرچشمه توسط يك توده نفوذي كم و بيش برشي قطع شده‌است. و مجموعه اين فازهاي نفوذي بوسيله دايك‌هاي همزمان و بعد از مينراليزاسيون قطع شده‌است، جهت اين دايك‌ها اكثرا حدود N25W است. با توجه به محدوده قابل بهره‌برداري كه منطبق بر منحني هم عيار Cu 0.4% است، كانسار سرچشمه بشكل عمومي يك بيضي است كه قطر بزرگ آن حدود 2000 متر و قطر كوچك آن حدود 900 متر است.


◄    آلتراسيون‌ها:
الگوي دگرساني در معدن سرچشمه از نوع ژرف‌زاد يا Hypogene است كه همسان با الگوي كانسارهاي گونه لوول - گيلبرت مي‌باشد. به اين شكل كه هاله‌هاي دگرساني از مركز سيستم پورفيري به طرف بيرون، پتاسيك - فيليك و پيروپيليك بوده و دگرساني آرژيليك در اين كانسار بسيار ضعيف رخ داده است. بخش ژرف‌زاد معدن به طور ميانگين از 0.04 گرم در تن طلا و 0.97 گرم در تن نقره برخوردار است و بيشترين عيار اين عناصر در بخش‌هاي دگرساني فيليك شديد ± آرژيليك در استوك سرچشمه و بيوتيتي شديد در آندزيت‌ها رخ‌داده كه منطبق بر موقعيت كاني‌سازي مس پرعيار مي‌باشد.
همبستگي قوي بين طلا با مس، طلا با نقره و همچنين نقره با مس نشان‌دهنده‌ي شرايط همسان پيدايش و ته نشيني همزمان طلا و نقره با مس به صورت غير قابل رويت به شكل الكتروم (طلا‌ي خالص) مي‌باشد (عباسي كليماني، 1383).
قسمت اعظم توده‌هاي نفوذي و سنگ‌هاي درونگير آندزيتي در كانسار سرچشمه تحت تاثير آلتراسيون شديد قرارگرفته‌اند. سه منطقه‌‌ي آلتره در داخل آندزيت بصورت متحدالمركز تشخيص داده شده ‌است. منطقه‌ي داخلي كه با بيوتيت‌زايي فوق‌العاده شديد، كه گاهي تمام حجم آندزيت اوليه را فرامي‌گيرد، مشخص شده ‌است. ضخامت اين منطقه در ارتفاع 2400 متري از سطح دريا در عمق متوسط 150 متري كانسار از 50 تا 400 متر متغير مي‌باشد. حد خارجي اين منطقه تقريباً منطبق با منطقه هم‌عيار 0.4% CU مي‌باشد، منطقه مياني با بيوتيت‌زايي نسبتاً ضعيف كه ضخامت آن بين 50 تا 150 متر متغير است، مشخص گرديده ‌است و بالاخره منطقه‌ي خارجي كه منطقه آلتراسيون پروپيليتيك (Propylitic Alteration) را به‌وجود مي‌آورد داراي ضخامتي متجاوز از يك كيلومتر است. تمامي پورفير سرچشمه تحت تاثير آلتراسيون پتاسيك (Potasic Alteration) قرارگرفته و حاوي پتاسيم فلدسپار و بيوتيت مي‌باشد.
آلتراسيون فيليك ((Phyllic Alteration كه با همراهي كلريت، موسكويت و پيريت مشخص است، آلتراسيون پتاسيك قديمي در پورفير سرچشمه و همچنين آندزيت بيوتيتيزه شده را فرامي‌گيرد، بنابراين به‌طور مشخص سن آلتراسيون فيليك جوانتر از آلتراسيون پتاسيك است. نظر به اينكه آلتراسيون پروپيليتيك روي آلتراسيون‌هاي پتاسيك و فيليك را نمي‌پوشاند و يا توسط آن‌ها پوشيده نشده ‌است، لذا تعيين سن نسبي از طريق شواهد پتروگرافي مشكل به‌نظر مي‌رسد، ولي از طريق مطالعه‌ي سيالات درگير، نشان‌داده شده‌است كه سن آن‌ها يا قبل و يا حداقل همزمان با آلتراسيون پتاسيك بوده ولي با اين تفاوت كه آلتراسيون پتاسيك خاص قسمت مركزي و مينراليزه كانسار است در حالي‌كه آلتراسيون پروپيليتيك در قسمت حاشيه‌اي و خارج از منطقه مينراليزه تشكيل شده ‌است.

◄    سيالات درگير (Fluid Inclusion):
از مطالعه‌ي بلورهاي كوارتز در رگه‌ها و فنوكريستال‌هاي سرچشمه سه نوع اصلي سيالات درگير شناخته شده‌است: 1_ سيالات درگير نوع 1Multiphase Fluid Inclusions) ) 2_ سيالات درگير نوع 2 High Gas Fluid Inclusions)) 3_ سيالات درگير نوع 3 (Two Phase Fluid Inclusions).
سيالات درگير نوع 1 و 2 كه به‌ترتيب اولي نشاندهنده‌ي يك فاز مايع اشباع‌شده از نمك‌هاي مختلف است و دومي نشاندهنده‌ي يك فاز گازي است، به‌همراه يكديگر در داخل رگه‌هاي آلتراسيون پتاسيك يافت مي‌شوند. سيالات درگير نوع 1 معادل 55% وزني كلريد سديم و 5000 (ppm) مس مي‌باشند، همراهي سيالات درگير نوع 1 و 2 مبين حبس شدن سيال در نقطه‌ي جوش مي‌باشد. يعني در حالتي‌كه بخار با مايع به حال تعادل بوده است، درجه حرارت تشكيل آن‌ها بين 650_350 درجه‌ي سانتي‌گراد متغير مي‌باشد. فشار سيال حداكثر در حدود 1100 تا 1200 بار در 650 درجه‌ي سانتي‌گراد و 1600 تا 200 بار در 350 تا 370 درجه‌ي سانتي‌گراد بوده ‌است، سيالات درگير مطالعه شده در داخل رگه‌هاي آلتراسيون فيليك كماكان آثاري از حبس شدن در نقطه‌ي جوش سيال را نشان مي‌دهد ولي به هيچ وجه اهميت سيالات درگير در داخل رگه‌هاي آلتراسيون پتاسيك را نداشته و درجه‌ي حرارت تشكيل آن‌ها بين 400_260 درجه سانتي‌گراد متغير مي‌باشد. سيالاتي كه مسئول آلتراسيون پروپيليتيك هستند اساساً از يك فاز مايع تشكيل شده‌اند كه درجه حرارت تشكيل آن‌ها بين 200_180 درجه سانتي‌گراد متغير مي‌باشد. درصد شوري اين سيالات بين 15%_2% وزني متغير مي‌باشد

◄    ژنز کانسار مس سرچشمه:
كمربند كرمان، كمربند آتشفشاني ترشياري به‌طول 500 كيلومتر است كه بلافاصله پس از بسته شدن تتيس در امتداد زون فرورانش تشكيل شده است. در اين كمربند دست كم 35 سيستم پورفيري شناخته شده‌اند كه تنها سه سيستم آن در بخش جنوب شرقي واقع شده‌اند و مهم‌ترين سيستم پورفيري اين كمربند سرچشمه است.
كاني‌زايي در معدن مس سرچشمه وابسته به نفوذ استوك گرانوديوريتي سرچشمه به سن ميوسن با تركيب سنگ‌شناسي كالك آلكالن به درون آندزيت‌هاي زير دريايي - توف آندزيتي و برشهاي آندزيتي پورفيري به سن ائوسن مي‌باشد (عباسي كليماني، 1383).
در واقع كاني‌زايي در اين محل بنابر نتايج حاصله از سيالات درگير با جوشش سيالات در اثر پائين آمدن سريع‌تر فشار نسبت به دما در ارتباط مي‌باشد که باعث برهم خوردن تعادل سيستم هيدروترمال و ته‌نشست کالکوپيريت مي‌گردد. مقايسه مطالعه‌ي سيالات درگير در سرچشمه و اطلاعاتي که از روي پترولوژي تجربي درباره سوليدوس ماگماي گرانوديوريتي موجود است، نشان مي‌دهد که پورفير سرچشمه در دماي حدود 700 درجه سانتي‌گراد و فشار آبي حدود 1500 بار متبلور شده است و حدود 6% آب داشته است. حد متوسط 13 آناليز نمونه‌هاي آلتره‌ي پورفير سرچشمه نشان‌دهنده 4.10% آب مي‌باشد. بنابراين مقدار قابل ملاحظه‌اي آب هنگام تبلور از ماگما بيرون رانده شده است که به احتمال قوي سبب ترک‌ها و شکاف‌هاي زياد (بافت استوک‌ورک) در داخل پورفير سرچشمه شده ‌است و در حقيقت محدود بودن اين ترک‌ها به پورفير سرچشمه، معلول ترک‌خوردگي هيدروليکي است و به هيچ عامل تکتونيک محلي ارتباط ندارد.
مطالعه‌ي سيالات ‌درگير نشان داده است که محلول‌هاي هيدروترمال غني از کلريد سديم بوده و کاملا قادر بوده‌اند که مس را از ماگما جدا و حمل نمايند. علاوه بر اين تمامي توده‌هاي نفوذي منطقه کرمان به‌طور بسيار قابل ملاحظه‌اي زمينه مس بالاتر از کلارک دارند و به اين جهت پيش‌بيني منشاء مس از آن‌ها در تشکيل کانسار مس پورفيري در اين منطقه دور از واقعيت نخواهد بود. مطالعه‌ي ايزوتوپ‌هاي اکسيژن و هيدروژن روي کانسار بينگهام نشان مي‌دهد که آب‌هاي جوي در آلتراسيون فيليک شرکت داشته‌اند. در حاليکه در آلتراسيون پتاسيک آب‌هاي ماگمايي نقش داشته‌اند.
تحقيقات انجام شده از اين نوع در سرچشمه نشان‌دهنده‌ي همان کيفيت مذکور مي‌باشد، با توجه به اينکه تشکيل يک سيستم کنوکسيوني که در هر حال با نفوذ توده‌ي پورفيري در سنگ‌هاي سرد اجتناب ناپذير به نظر مي‌رسد باعث مشارکت آب‌هاي جوي در اين سيستم گرديده است.
در واقع رابطه بسيار نزديكي در چگونگي توزيع مناطق آلتراسيون و مينراليزاسيون در سرچشمه ديده مي‌شود. منحني هم‌عيار 0.4% CU به‌طور تقريبي حدفاصل منطقه‌ي داخلي و منطقه‌ي مياني را كه به ترتيب آندزيت بيوتيتيزه شديد و ضعيف است تشكيل مي‌دهد. قسمت اعظم مواد معدني در داخل آلتراسيون بيوتيتي شديد و آلتراسيون فيليك واقع شده‌است. با وجودي كه يك منشاء ماگمايي مستقيم، احتمالاً مي‌تواند براي يك قسمت جزيي كاني‌زايي پذيرفته شود ولي از روي مطالعات پتروگرافي دقيق، كاملا روشن شده‌است كه قسمت اساسي كالكوپيريت و موليبدنيت، حاصل همان پديده‌هايي هستند كه مسئول آلتراسيون پتاسيك بوده است (قاسمي و همكاران 1382).
اگرچه قسمتي از كالكوپيريت همچنان به ته‌نشيني در مرحله آلتراسيون فيليك ادامه مي‌دهد، اما اين كانه در اين مرحله نسبت به كانه‌ي پيريت كه سولفور اساسي آلتراسيون فيليك مي‌باشد، فرعي بوده و به اين ترتيب نسبت CU/Fe به‌طور قابل ملاحظه‌اي پايين مي‌آيد.
به‌طور كلي اين معدن يك مدل متالوژني كامل از كانسارهاي مس – موليبدن پورفيري‌زاد با خاستگاه ماگماتيسم كالكوآلكالن نوع حاشيه قاره‌اي مي‌باشد كه از ويژگيهاي آن جايگزيني با پلوتونيسم عميق (3–4 كيلومتر)، ريخت شناسي كلاسيك، ميزان ذخيره بالا، موليبدن با عيار بسيار بالا، مقادير جزيي طلا، منيتيت، نيكل و كبالت مي‌باشد و بزرگترين كانسار مس در بخش دگرساني پتاسيك به‌حساب مي‌آيد.

با تشکر از مهندس يوسف مهربان