نقشه زمین شناسی تهران

اگر برای تهیه گزارش نهایی بازدید و برداشت معدن اطراف تهران نیاز به نقشه زمین شناسی تهران دارید هم اکنون می توانید این نقشه را دریافت نمایید :
مقیاس : 1:100000
طول جغرافیایى: از 51° تا 51.3°
عرض جغرافیایى: از 35.5° تا 36°

اگر برای تهیه گزارش نهایی بازدید و برداشت معدن اطراف تهران نیاز به نقشه زمین شناسی تهران دارید هم اکنون می توانید این نقشه را دریافت نمایید :
مقیاس : 1:100000
طول جغرافیایى: از 51° تا 51.3°
عرض جغرافیایى: از 35.5° تا 36°

به دوستانی که فردا برداشت ۲ دکتر محمدی در منطقه سرد و برفی شمشک دارند پیشاپیش خسته نباشید می گوییم و امیدواریم ایستگاهی که فردا در انجا هستید از ایستگاه هفته پیش راحت تر باشد.

ایستگاه ده شمشک
سازند شمشک مقطع الگویش در شمشک است که 1027 متر ضخامت دارد. مربوط به دوره ژوراسیک است که از نظر زغال سنگ اهمیت دارد. اکثر زغال سنگ های ایران در دوره ژوراسیک تشکیل شده. زغال سنگ بیشتر در سازند شمشک وجود دارد و در برخی جاها قابل استخراج است.
سازند شمشک از نظر سنگ شناسی از 4 منطقه سنگی تشکیل شده که به ترتیب از پایین به بالا:
1- ماسه سنگ تحتانی که 70 تا 100 متر ضخامت دارد. در این قسمت فقط از ماسه سنگ تشکیل نشده و بلکه ترکیبات دیگری مانند لایه های نازک زغال سنگ و شیل وجود دارد.
2- سری زغال دار تحتانی: حدود 250 تا 300 متر ضخامت دارد. در سری زغال دار تحتانی زغال سنگ قابل استخراج می باشد.
3- ماسه سنگ فوقانی: ضخامت آن حدود 500 تا 600 متر است. در لابه لای ماسه سنگ فوقانی توف هم دیده می شود و حتی میان لایه های آهکی هم دارد.
4- سری زغال دار فوقانی: بالاترین لایه است که 1027 متر ضخامت دارد.
این منطقه دارای ماسه سنگ قرمز است که برای ساختمان سازی مورد استفاده قرار می گیرد.
با تشکر از اقای گنج بخش
منطقه مورد مطالعه در شمال شرق تهران (لواسانات) و در زون البرز مركزي واقع شده است كه منطقه اي كوهستاني داراي آب و هواي نيمه خشك است وجود رودخانه هاي دائمي مانند جاجرود ، كند و رودخانه هاي فصلي زمين ريخت منطقه را به شدت تحت تأثير قرار داده است . سازندهاي موجود در منطقه شامل سازندهاي كرج ، كند ، فاجان، سرخ بالايي و آبرفت هاي تهران است كه البته قسمت هاي عمده اي از منطقه را واحدهاي سازند كرج در بر مي گيرند، ليتولوژي منطقه بيشتر شامل توف ، توف آهكي ، شيل ، آهك و مقداري گچ است .در منطقه مورد مطالعه گسل هاي اصلي و فرعي فراواني ديده مي شود . براي مثال قسمتي از گسل مشاء و گسل شمال تهران در منطقه ديده مي شود
لواسان در 25 كيلومتري شمال شرقي تهران و در دامنه كوههاي البرز و در ارتفاع 1600 متري سطح دريا واقع شده است.
محدوده شمالي لواسان از احمدآباد و شوركاب و جائيج و گلندوك و نجاركلا گذشته و پس از عبور از دامنه تپه سرخه و چاههاي قاضي آباد، به باغ دره ختم ميشود.
از جانب شرق نيز از باغ دره شروع شده و پس از گذشتن از 200 متري شرق ناران، از كنار قريه هاي سبوكوچك و سبوبزرگ ميگذرد و به لوارك منتهي ميگردد.
از جنوب، لواسان در امتداد لبه جنوبي سد لتيان و رودخانه لشگرك كشيده شده و به پاسگاه شمالي اراضي احمدآباد ختم ميشود.
وسعت لواسان 13.7 كيلومترمربع و جمعيت آن طبق آخرين آمار (سال 75) 14594 نفر است.
دماي آن حد اقل 17 درجه سانتيگراد زير صفر و حد اكثر 33 درجه سانتيگراد بالاي صفر است.
سينيت لواسان شامل دو توده سينيتي پورفيروييد مجزاست كه در شمال روستاي لواسان به داخل توفيتهاي سبز ائوسن نفوذ كردهاند. سن اين تودهها چندان مشخص نيست. به باور آسرتو (1966)، نفوذيهاي مذكور همزمان با راندگي مشا – فشم و در مرز ميوسن – پليوسن، تزريق شده اند.
سازند قم
نام سازند- نام اين سازند از شهر قم گرفته شده، ولي در گذشته به اسامي مختلف ناميده مي شده است: فودر و سودر به آن تشكيلات اوليگوميوسن، ريبن به آن نئوژن زيردريايي و فورون قسمتي از آن را مارن آكي تانين لپيدوسيكلينا دار قم ناميده است. گانسر و دوزي هم به آن سازند قم گفته اند.
محل برش الگو- براي مقطع نمونه آن، نقطه خاصي در نظر گرفته نشده است، ولي ناحيه ي نمونه ي آن را عموماً دركوه هاي حاشيه ي جنوب دشت قم مانند كوه ميل، دوچاه، دو برادر، نرداتي، خورآباد و شوراب كه سازند مزبور با مختصر تغييرات جانبي رخنمون دارد در نظر گرفته مي شود.
ضخامت- 1200 متر
سن- اليگوميوسن
وجود تناوبي از مارن ها و ماسه سنگ ها در محيط تپه ها , آن محيط را به صورت لايه لايه نمايش مي دهد که کاملا قابل مشاهده است . همچنين اگر دامنه تپه ها و کوه ها را به دقت بررسي کنيم قسمتهاي براقي را مي بينيم که همان ژيپس ها ( گچ ) هستند که در شرايط تبخيري تشکيل شده اند . در مورد جنس ماسه سنگ ها مي توان گفت که خرده سنگهاي قديمي تر که حاصل آتشفشان و تشکيل سنگ هاي آذرين است فرسايش يافته و ماسه سنگ را بوجود آورده اند . اين نوع از ماسه سنگ , ماسه سنگ گري وکي نام دارد . در منطقه ايستگاه اول سنگ هاي کوچک سبز رنگ ديده مي شود . اين سنگ ها , توف هاي منطقه کرج هستند که توسط رودخانه ها شسته شده و به اين منطقه رسيده اند . البته مي توان گفت سنگ هاي کوه هاي شمال تهران هم که از توف تشکيل شده اند مي توانند منشا اين سنگ ريزه ها باشند . در اين مناطق , سنگ رسوبي ديگري به نام کنگلومرا نيز يافت مي شود که حاصل ته نشين شدن توف ها , ماسه سنگ ها و قطعه سنگ هاي ديگر است .در اين نوع سنگ مي توان موادي مانند ماسه سنگ , توف و ژيپس را مشاهده کرد . در مورد عمر اين کنگلومرا ها مي توان گفت که عمر آنها کمتر از عمر توف هاي کرج است . زيرا توف هاي کرج از اجزاي تشکيل دهنده کنگلومرا هستند . در ضمن کنگلومراها از رسوب کردن و سخت شدن قطعات تخريب شده سنگ هاي بزرگتر نيز ساخته شده اند که ابعاد آنها درشتتر از 2 ميلي متر است
منطقه مورد مطالعه در جنوب و جنوب شرقي شهر تهران واقع شده و بخشي از واحد تكتونيكي البرز بنام آنتي البرز نام گذاري شده است. زمين شناسي اين منطقه همواره مورد توجه زمين شناسان خارجي و داخلي بوده است. تمامي سريهاي رسوبي اين منطقه از نوع همبري گسله مي باشند و روند اين گسل ها غالباً شرقي غربي است و استثناءً اندكي به شمال غرب و جنوب شرق تمايل حاصل كرده اند. يكي از مهمترين گسل هاي اين منطقه گسل تنباكويي است كه كوه بي بي شهربانو را از تشكيلات آذرآواري و آتشفشاني پالئوسن و ائوسن منطقه جدا مي سازد. سيستم ديگر از گسل ها كه در امتداد شمال شرق- جنوب غرب و يا در امتداد جنوب غرب و جنوب شرق كشيده شده اند عمود بر گسل هاي اصلي منطقه مي باشند. در امتداد اين گسل ها مينراليزاسيوني از سرب و روي انجام گرفته است. نتايج حاصل از اين تحقيق بيانگر آن است كه مطالعاتي كه توسط پژوهشگران بر روي سنگ هاي اين منطقه انجام گرفته غالباً زمان داده شده، با مطالعات ميكروبيواستراتيگرافي نگارنده مطابقت ندارد. بعنوان نمونه ماسه سنگ هاي قرمز و سفيد رنگ اين منطقه را به دونين و آهك هاي تيره رنگ را به كربونيفر نسبت داده اند، در حاليكه اين ماسه سنگ هاي قرمز رنگ و يا سفيد رنگ همانند البرز مي باشند و متعلق به كامبرين اند. همچنين آهك هاي تيره رنگي كه بر روي آنها قرار گرفته، متعلق به پرمين و همرديف سازندروته در البرز مي باشند. در بخش جنوب غربي كوه بي بي شهربانو نيز رخنموني از دولوميت هاي سلطانيه گسترش يافته است كه در مطالعات سابق اشاره اي به آنها نشده است. سازندروته با همبري گسله با سازند لالون و توسط يك لايه قرمز رنگ لاتريتي كه داراي آثار فسيل هاي گياهي است، پوشيده شده است. اين لايه ي قرمز رنگ بعنوان خاك نسوز از مدتهاي قبل مورد بهره برداري قرار گرفته و در سرتاسر البرز مركزي و شرقي گسترش دارد و مؤيد يك مرحله خشكي زايي در اواخر پرمين و اوايل ترياس است.
كارخانه های صنعتی و توليدی مستقر در شهرستان ری نيروهای زيادی به خود جذب نموده و شامل گونه های زير می شود: پالايشگاه بزرگ تهران، فرآورده های نفتی، چيت سازی، ريسندگی، بافندگی، توری سازی، خودرو و کاميون سازی، سيمان، صنايع غذايی، ابزار سازی، آجر پزی و شيشه سازی و ...
مصنوعات نخی، پشمی، چرمی و سنگ های معدنی از جمله ديگر صنايع اين شهرستان است.
معادن فعال شهرستان ری عبارتند از:
ـ منگنز محمد آباد واقع در 40 كيلومتری جنوب شهر ری و جنوب خاوری كهريزک.
ـ سولفات دو سود فشاپويه در 28 كيلومتری جنوب خاوری حسن آباد.
ـ كوارتزيت غنی آباد 5 كيلومتری خاور شهر ری، حاشيه جنوبی كوه بی بی شهربانو.
ـ سنگ آهک لپه زنگ 19 كيلومتری خاور شهر ری.
ـ سنگ آهک دولت آباد 2 كيلومتری سرپل سيمان (ميدان شوش به شهر ری) جنوب كارخانه سيمان ری.
ـ سنگ آهک صفایيه و چاه حمزه 4 كيلومتری خاور پل سمنان.
ـ سنگ آهک بی بی شهربانو 5 كيلومتری خاور شهر ری.
هم چنين در مسير رودخانه كرج؛ معادن شن و ماسه موجود است كه در چندين نقطه استخراج و مورد بهره برداری قرار می گيرد.
اين سد در 35 كيلومتري شمال شرقي تهران بر روي رودخانه جاجرود احداث گرديده و داراي وسعت حوزه آبريزي معادل 698 كيلومتر مربع مي باشد و متوسط رواناب حدود 350 متر مكعب بر ثانيه مي باشد. سد لتيان واقع در35 کيلومتري شمال شرق تهران و از نوع بتني پايه دار با دو بخش جانبي وزني است . حوضه آبريز رودخانه جاجرود در محدوده سد لتيان حدود 700 کيلومتر مربع وسعت دارد و متوسط رواناب حدود 350 متر مكعب بر ثانيه مي باشد. کوههاي البرز در محدوده اين حوضه آبريز تنوعي از سازندهاي قديمي تا جوان زمين شناسي تشکيل يافته اند. سد در يک ناحيه خرد شده و نزديک به گسل مهم مشاء- فشم قرار گرفته است. پي سد از جنس ماسه سنگ قديمي (کوارتزيت فوقاني سازند لالون) است.
ديوار منتهي به تکيه گاه سمت راست حالتي ريزشي دارد، لق گيري و بهسازي شرايط اين دامنه قبل از احداث سد به مراتب ساده از زمان حاضر، که سد در پاي آن ساخته شده است، امکانپذير بوده است. مسئله ديگر ناپايداري يکي از دامنه هاي منتهي به درياچه بوده که با ايجاد آب رو در سطح آن و مالچ پاشي، از نفوذ آب به داخل دامنه و ادامه حرکت آن جلوگيري شده است.
از نظر زمين ساختي تشكيلات حوزه جاجرود كه در جنوب غربي ارتفاعات البرز قرار دارد. متعلق به دوره هاي اول تا چهارم زمين ساختي به شرح زير مي باشد:
دوره اول: سنگ هاي دولوميتي ، ماسه سنگ و آهكي متعلق به دوره هاي ماقبل دونين كريونيفر و پرمين مي باشد.
دوره دوم : از اين دوران تشكيلات ماسه سنگي و سنگ هاي آهكي ترياس و تشكيلات ذغالي شمشك (ژوراسيك تحتاني) همراه با ماسه سنگ ها و سنگ هاي آهكي فسيل دار مي باشد.
دوره سوم : با طبقات آهكي ائوسن زيرين و مياني كه داراي فسيل نوموليت هستند. شروع مي شود و با طبقات سبز البرز (توف هاي سبز) كه منتج از آتشفشان هاي زير دريايي است و با تشكيلات رسوبي ته نشين شده اند ادامه مي يابد و تشكيلات مربوط به ائوسن فوقاني را بوجود مي آورند.
گستره ى تهران که در کوهپايه ى جنوبى کوههاى البرز مرکزى قرار گرفته، شمالى ترين فرونشست ايران مرکزى بحساب مى آيد. کوههاى البرز شمال تهران متشکل از يک سرى چين ها و راندگى هاى خاورى- باخترى است که از آسه ى مرکزى البرز کوه بر رويهم و بسمت خارج(شمال و جنوب) رانده شده اند. شدت دگر ريختى (deformation) در دو کناره ى شمالى( گسله ى خزر Berberian 1981.ab)) و جنوبى (گسله هاى شمال تهران Tchalenko et al 1974)) به بيشترين مقدار خود رسيده و بلنديهاى البرز کوه به ترتيب بر روى دشت کنارى خزر در شمال و دشت تهران در جنوب رانده شده است.
دشت تهران دشتى است با شيب از شمال به جنوب که بوسيله ى بلنديها و فرونشست هاى خاورى- باخترى به بخشهاى گوناگون تقسيم ميشود. از ديدگاه فيزيوگرافيکى، گستره ى تهران و پيرامون آنرا ميتوان از شمال به جنوب به چند بخش زير تقسيم نمود(پيکر 102):
- بلند البرز
- چين هاى کنارى البرز
- گستره ى کوهپايه ى تهران
- فرونشست شمالى ايران مرکزى(دشت تهران)
در برداشت زمین شناسی فقط کمپاس توسط استاد به گروه داده می شود تا بتوانند شیب و امتداد لایه مورد نظر را بدست اورید اما برخی دانشجویان دستگاه جی پی اس نیز همراه خود می اورند تا بدانند در کجا و در چه ارتفاعی هستند:

جيپياس يا سيستم موقعيتياب جهاني (Global Positioning Systems)، يک سيستم راهبري و مسيريابي ماهوارهاي است که از شبکهاي با حداقل ۲۴ ماهواره تشکيل شده است. اين ماهوارهها به سفارش وزارت دفاع ايالات متحده ساخته و در مدار زمين قرار داده شدهاند. جيپياس در ابتدا براي مصارف نظامي تهيه شد ولي از سال ۱۹۸۰ استفاده عمومي آن آزاد و آغاز شد.
خدمات اين مجموعه در هر شرايط آب و هوايي و در هر نقطه از کره زمين در تمام شبانهروز در دسترس است و استفاده از آن رايگان است. علاوه بر جيپياس، دو سيستم کمابيش مشابه ديگر نيز وجود دارد: سيستم گلوناس که دولت شوروي ساخته و اکنون بهدست کشور روسيه اداره ميشود و سيستم گاليله که کشورهاي اروپائي آن را براي وابسته نبودن به سيستم آمريکائي جيپياس ساخته اند.
با شروع برداشت های زمین شناسی توسط دکتر ادیب و دکتر رحیمی شما با کمپاس و کاربرد ان اشنا خواهید شد:

کمپاس وسيله اي است که براي اندازه گيري شيب و امتداد لايه ميتوان از آن استفاده نمود. در داخل محفظه کمپاس دو تراز به نامهاي کروي و لوبيايي که از اولي براي تراز کردن کمپاس با امتداد شيب و از ديگري براي يافتن تندي شيب لايه مورد نظر استفاده ميشود.
براي تشخيص امتداد لايه قسمتي از کمپاس را که در شکل پشت آن اينه اي ميباشدرا به صورت مماس بر لايه قرار داده و آن را با استفاده از قسمت کروي داخل محفظه تراز مينماييم با توجه به عقربه موجود در داخل محفظه جهت شمال را مشخص کرده و ميزان انحراف لا يه از آن را به دست ميآوريم.
براي اندازه گيري شيب لايه کمپاس را به طور کامل باز کرده و آن را ا قسمت بغل کاملا مماس بر لايه قرار ميدهيم سپس با استفاده از کنترل قسمت لوبيايي که در قسمت پشت محفظه و تراز لوبيايي داخلي را کاملا تراز مينماييم و سپس عدد نشان داده شده توسط دستگاه را از درجه بندي داخلي دستگاه ميخوانيم که بيانگر شيب لايه ميباشد.
در مقطع چينه شناسي بي بي شهربانو، واحدهاي رسوبي پرمين شامل سازند روته و سازند نسن ميباشد كه توسط واحدهاي از دولوميت هاي كريستالين سازند اليكا پوشيده مي شود. بررسي فسيل شناسي، ميكروفاسيس و مشاهدات روي زمين نشان ميدهد كه اين واحدهاي رسوبي از نظر ليتولوژي، ضخامت، فراواني و پراكندگي ميكروفسيل ها با يكديگر اختلاف داشته، و از بررسي مقاطع نازك جهت دار تهيه شده، تعداد 35 جنس فراميني فر و 5 جنس آلگ مورد شناسايي قرار گرفته و بعضي از جنس ها تا حد گونه نيز مطالعه شده اند.نهشتههاي متعلق به دوره کرتاسه در شمال باختري اين کوه قرار دارد

سازند شمشک ( Js ) شامل تناوب هاي شيل، ماسه سنگ، سيلت سنگ و شيل هاي زغال دار بوده و نهشته هاي ژوراسيک پيشين در منطقه را تشکيل مي دهد. در بخش تحتاني اين سازند گاهي رگه هاي نازک زغال سنگ ديده مي شود که بنام زون C معروف بوده و در منطقه داربيدخون قابل استخراج مي باشد.
ويژگي هاي سنگ- چينه شناسي سازند شمشک
سازند شمشک يکي از گسترده ترين رسوباتي است که در طي ژوراسيک، در شمال راندگي زاگرس ته نشين شده است و چون قسمت اعظم آن از سنگهاي رسي – ماسه اي تشکيل يافته است، لذا برجستگي هاي کم ارتفاعي را به وجود مي آورد. از نظر جغرافيايي اين سازند گسترش وسيعي در شمال، مرکز و شرق ايران دارد. اين سازند از نظر اقتصادي براي کشور ما اهميت خاصي دارد، چون تقريبا تمام زغالهاي ايران در اين سازند ذخيره شده است.
مقطع نمونه اين سازند در شمال گردنه لاسم در بخش شرقي منطقه معدني شمشک انتخاب شده است. سازند مزبور از نظر ليتولوژيکي شامل مجموعه اي از ماسه سنگ، لاي سنگ، گل سنگ و شيل است و مي توان آن را مولاس سلسله کوههاي سيمرين پيشين دانست. ضخامت کل اين سازند در مقطع نمونه 1027 متر بوده و شامل چهار بخش ماسه سنگ تحتاني (به ضخامت 76 متر)، سري زغالدار تحتاني (به ضخامت 332 متر)، ماسه سنگ فوقاني (به ضخامت 531 متر) و سري زغالدار فوقاني (به ضخامت 87 متر) مي باشد.
با توجه به تنوع شرايط زمين شناسي در بخشهاي مختلف ايران، سازند شمشک داراي دامنه وسيعي از تغييرات سنگ شناسي و زمين شناسي ساختماني مي باشد. به عنوان مثال در پهنه سنندج – سيرجان به دليل عملکرد فازهاي مختلف متامورفيسم سنگهاي اين سازند درجات مختلفي از دگرگوني را تحمل نموده اند و انواع سنگهاي دگرگوني شامل اسليت، گرافيت شيست ، کوارتزيت و متاسندستون در ميان سنگهاي اين سازند قابل مشاهده مي باشند.
ويژگي هاي زمين شناسي مهندسي سازند شمشک
به طور کلي بر اساس نظر بارتون (2000)، مي توان توده سنگ ها را برحسب شرايط زمين شناسي مهندسي به چهار کلاس اصلي شامل 1- سنگهاي درزه دار، 2- سنگهاي توده اي سخت، 3- سنگهاي داراي پتانسيل لهيدگي و 4- زونهاي گسله تقسيم بندي نمود معمولا تنوع ليتولوژيکي زيادي در سازند شمشک مشاهده مي شود.

منطقه گرمسار در بخش جنوبی البرز مرکزی به سبب رویداد زمین لرزه متعدد از گذشتههای دور و نیز زمین لرزههای سال 1367 که کم و بیش به مدت 4 ماه به طور پیاپی گرمسار و حومه را میلرزاندند از نظر لرزه خیزی حائز اهمیت میباشد، بدین منظور وضعیت زمین شناسی و گسلههای مهم این منطقه در بخش شمالی شهرستان گرمسار را بر روی نقشه زمین شناسی نشان داده و بررسی میکنیم و سپس مکانیسم زمین لرزههای سال 1367 را مرور میکنیم.
منطقه مورد نظر در حاشیه شمالی حوضه رسوبی- تبخیری ترسییر ایران مرکزی واقع شده و سازندهای موجود در آن علاوه بر تودههای نمک که به احتمال زیاد متعلق به سازند قرمز زیرین میباشند شامل سازند قم، سازند قرمز بالایی، نهشتههای میوپلیوسن، سازند هزاردره، نهشتههای پلیوستوسن و رسوبات عهد حاضر میباشد. ساختمان تکتونیکی حاکم بر منطقه چین خوردگی است که همراه آن شکستگیهای مؤثری نیز به وجود آمده است که غالباً در امتداد این شکستگیها نمکها به سطح رسیده و در اثر حرکت جانبی بر روی سطح ( Salt Glacier ) نیز تا صدها متر گسترش یافته و امتداد گسلهها را پوشانده است. این منطقه را میتوان محل تلاقی البرز باختری و خاوری و در واقع محل تغییر روند البرز در نظر گرفت که در این مورد گسلههای امتداد لغز نقش مهمی را ایفا مینمایند.
معرفی گسلهای فعال
از جمله گسلههای موجود در منطقه که از نظر زمینلرزههای گرمسار حائز اهمیت میباشند گسله «کلرز» و گسله « گرمسار» هستند که در اینجا اشاره مختصری به سابقه فعالیت آنها میشود.
سازند قم
نام اين سازند از شهر قم واقع در ايران مركزي گرفته شده و به مجموعة رسوبات دريايي حوضة قم گفته ميشود كه در زمان اليگوسن مياني و پسين تا ميوسن پيشين ، با پيشروي دريا به سمت شمال غرب و بصورت غير همزمان انجام شده كه سازند قم همان رسوبات كم عمق آهك و مارن مربوط به اين پيشروي دريا به حساب ميآيد . حركات تكتونيكي باعث نامتعادل شدن حوضچههاي رسوبي دريايي و ايجاد ميان لايههاي كولابي شده است . در ميوسن پيشين سنگ آتشفشاني بازيك ديده ميشود . ضخامت و درصد آهك و مارن متغيير ميباشد و در نيمة جنوبي ورقه ، داراي بيشترين گسترش است . در اين سازند فسيل پوستة دو كفهاي ، خارپوست ، مرجان و شكمپا مشاهده ميشود .
اين سازند داراي كنتاكت هم شيب ( Disconformity ) با سازند قرمز بالايي و با ناپيوستگي بر روي انباشتههاي سازند قرمز تحتاني قرار دارد . در مطالعة مقاطع نازك نمونههاي سنگي از مناطق خورآباد ، درچاه ، كمركوه ، دو برادر و نرداقي ، سن اين سازند را اليگوسن بالايي تا مياني ( بورديگالين) تعيين كردهاند .

گسله مشا – فشم نخستين بار توسط دلنباخ (1964) با عنوان گسله مشا – فشم ناميده شد. بربريان (b 1976) از آن به عنوان گسل مشا نام برده است که شاخه اي از آن در شمال تهران مي باشد. نبوي (1355) اين گسل را با عنوان گسل آبيک – فيروزکوه – شاهرود ناميده است و به عقيده وي گسل فوق از حدود آبيک در غرب شروع شده و پس از عبور از شمال تهران، فيروزکوه و شمال سمنان به طرف دامغان و شاهرود ادامه مي يابد. اين گسل از نوع راندگي بوده و در حاشيه سلسله جبال البرز از باختر تا خاور کشيده شده است. گسل مشا - فشم داراي راستاي خاور جنوب خاوري – باختر شمال باختري است. در روي نقشه اين گسل ريخت سينوسي دارد و اثر آن به صورت دندانه اي است به نحوي که در باختر روند آن ، باختر، شمال باختر – خاور، جنوب خاور (WNW – ESE)، در بخش مرکزي به تدريج خميده مي شود ولي در خاور حالت خاوري – باختري به خود مي گيرد (درويش زاده، 1382) . گسل مورد سخن در حقيقت يك پهنة گسلي به پهناي حدود 10 كيلومتر و طول حدود 400 كيلومتر است. شيب صفحة گسلي همواره به سمت شمال و متناسب با نوع سنگهاي مجاور، بين 35 تا 70 درجه متغير است.
استرتو (1966) گسل مشا – فشم را مهمترين گسل البرز مرکزي معرفي مي کند که آثار آن لا اقل در حدود 170 کيلومتر از آبيک تا فيروزکوه ديده مي شود و در اين امتداد برخي از نقاط آن را مي توان بالارانده (upthrust) و برخي نقاط را رورانده (overthrust) در نظر گرفت.
به نظر مي رسد راندگي در راستاي گسله مشا پيش از ژوراسيک آغاز شده است و تا پليو – پلئيستوسن نزديک به 4 کيلومتر جابجايي شاغولي در فاز کوهزايي پاياني آلپ به وجود آمده است (آلنباخ، 1966، استيگر، 1966، سيبر، 1970).
در حوالي لواسان (شرق تهران) گسل مزبور دو شاخه مي شود که شاخه جنوبي آن گسل شمال تهران ناميده مي شود
دانشجویانی که با استاد شکوفه بازدید معدن دارند اطلاعات بیشتر راجع به معدن نمک کوهدشت کهن که در هفته ی گذشته بازدید کرده اند را هم اکنون می توانند بخوانند:
نمک کوهدشت کهن
معدن کوهدشت در جنوب شرقی گرمسار و در شرق تهران واقع و جزء سازند قم است. معدن مذکور محل بالا آمدن گنبد نمکی با پوشش گچ و نمک است. در داخل این گونه گنبد های نمکی محل گیر افتادن نفت (تله های نفتی) است. به دلیل وجود گوگرد دربرخی نفت ها به آن نفت ترش می گویند. در این معدن اقدام به استخراج از افقی بالاتر نموده اند تا در کف دچار نفوذ آب و مجبور به تخلیه آن نگردند. معدن مورد بازدید جزء معدود معادن (معادن مشابه در کرمان ٬ هرمز) زیر زمینی نمک در جهان است. علت روباز نبودن معدن مذکور بارندگی در منطقه است که موجب تخریب معدن روباز و شسته شدن نمک می گردد. معدن کوهدشت یک شیفت کاری در روز فعال است. نمک سازنده ی این معدن از رسوبات تبخیری است و این رسوب متعلق به اینفرا کامبرین است. نمک دارای خلوص ۹۸ درصد و در حدود ۸۰ درصد نمک استان را تعیین می کند. میزان استخراج ١۵۰۰۰۰ تن در سال و ارتفاع تقریبی گنبد از سطح جاده ی دسترسی در حدود ٣۰ متر است.
نحوه ی استخراج این معدن به روش اتاق و پایه با پایه های نا منظم است و پایه ها بوسیله باقی گذاشتن ستون های نمکی ایجاد شده است. در مرحله ابتدای استخراج اقدام به حفر تونل به عرض ۵ و ارتفاع ١۵ متراست. در این معدن قطر پایه ها در حدود ١۵ متر در نظر گرفته شده است تا درزمان محاسبات صرفه جویی و ایمنی معدن بالا برود. اتاق های قسمت های مختلف بوسیله ی رمپ هایی با شیب های ١۰- ۵ درجه به یکدیگر متصل می شوند. در این معدن دو جبهه کار با ارتفاع سه متر وجود دارد که بوسیله ی حفاری اولیه دو پله در دو جهت مختلف ایجاد می شود که بعد از چالزنی و خرج گذاری در یک جبهه آتشباری انجام و در زمان بارگیری و حمل و نقل در جبهه ی دوم آتشباری انجام می شود و به طور مداوم این آتشباری و بارگیری در دو جهت انجام می شود. در مورد آتشباری یک بازنشسته ی شهربانی به طور دائم در استخدام معدن است.
به دلیل وجود ارتفاع ۲۰ متری اتاق ها و تونل ها تهویه به شیوه ی طبیعی انجام می شود و به همین دلیل در آخر ساعت کاری انفجار انجام و در شیفت بعدی اقدام به بارگیری و تخلیه می نمایند.
ارزش نمک استخراجی تنی ٦- ۵ هزار تومان است و هزینه ی انفجارهر چال ۵ - ۴هزارتومان است.
تجهیزات استخراج: درل واگن٬ کمپرسور٬ لودر٬ کامیون.
کانسار معدنی برای مبدل شدن به معدن نیاز دارد که:
کیفیت ماده ی معدنی آن بالا بوده و ذخیره ی معدنی مناسب داشته باشد ٬ موقعیت جغرافیایی از نظر بعد مسافت و امکان انتقال مواد معدنی و بازار فروش مواد معدنی و بلا معارض بودن معدن جزء ارکان یک کانسار قابل تبدیل به معدن است.
توچال دركه
كوهزايي يك فاكتور فيزيكي است و در مورد لايه ها در اثر القاي نيروهاي فشارشي لايه هاي قابل انعطاف در محدوده خميري تا نقطه ي بحران چين (حد فشاري كه بيش از آن گسل ايجاد مي شود ) مي خورد. نيروهاي فعال در منطقه فشارشي است كه شكستگي در منطقه علامت گذر از بحران ،چين خوردگي ايران در اثر برخورد صفحه ي توران بوجود آمده است (اواخر ميوسن) در مرحله ي بحران گسل بزرگ شمال تهران كه از منطقه آهار آغاز و تا ايوانكي امتداد دارد را بوجود آورده است. از نظر زمان زمين شناسي رسوبات منطقه از پالئوزوئيك تا زمان حال و نوع رسوبات فلات قاره (خشكي) است.
دماوند در اواخر پليوسن ظاهر شد كه آخرين فوران آتشفشاني آن مربوط به دوره ي كواترنر مي باشد.
توچال داراي 2 تاقديس و3 ناوديس كه قله توچال روي ناوديس بزرگ شمال شرقي، محور تاقديس از دارآباد آغاز و بعد از گذشتن از دركه تا امام زاده داود به سمت غرب و قله سياه سنگ پيش مي رود. يال جنوبي تاقديس در محدوده ي شميران و توسط گسل بزرگ شمال تهران جدا گرديده است .گسل در دره سلوقان قابل اندازگيري است كه تاقديس جنوبي سنگان از آن مي گذرد
در بخش شمالي در در ه لشگرك گسل مشا-فشم رسوبات دوران متعلق به پالئوزوئيك مي باشد. بزرگ ناوديس سوم زير توچال تناوبي از آذرين و رسوبي بوده و سازند قرمز نداريم.
دانشجویان عزیز در صورت استفاده از این مطالب برای گزارش کار منبع را ذکر کنید تا موجب کسر نمره از شما نشود
بومهن جاجرود
مسير جاجرود اولين ايستگاه رسوبات از نوع گراول قلوه سنگ ها داخل يك سيمان سخت نشده كه مربوط به عصر حاضر مي باشد. شكل سنگ ها از نوع بلكسي و كنگلومرا كه مربوط به درياي كم عمق (شلف)200-150 متر است.
در تقسيم بندي فوكت كنگلومراي هزار دره معادل بختياري مربوط به دوران ائوسن و ميوسن در نظر گرفته شده است.
چينه شناسي رسوبات رودخانه اي عهد حاضر و قديم تاپ پالئوزوئيك .
چالوس-شمشک
در دوره ژوراسيك ايران زير آب بوده است.
ژوراسيك به تحتاني، مياني و فوقاني تقسيم مي شود
ژوراسيك تحتاني :سازند شمشك شيل و شيل ذغال دار نشانه اين است كه ايران باتلاق بوده است شمشك از نظر ليتولوژي تناوبي از رسوبات آهك، ماسه سنگ، مارن (مخلوطي از رس و آهك كه با اسيد مي جوشد و با تر شدن بوي نم باران مي دهد و اگر رس بيش از 90% باشد به آن clclay گويند).
ژوراسيك مياني و فوقاني:سازندهاي دليجاي و لار از نظر ليتولوژي آهك و ريف هاي آهكي(آثار حركتي پيش روي حوزه رسوبي كه يكي از آنها ريپل مارك است ناشي از تراكيليشن و وكليشن)
مخلوط دولومیت با رگه های چرتبا لایه های میکا دیده میشود
دولومیت سلطانیه:در جنوب کوه بی بی شهر بانو برونزد معدودی از دولومیت سلطانیه شامل 3 تپه کوچک و بزرگ به موازات کوه بی بی شهر بانو دیده می شود . این سازند شامل دولومیتهای ضخیم لایه و توده ای چرت دار همراه میان لایهای شیلی میکادار است . با توجه به اهک سازند نسنبه سن پرمین و مجاورت ابن دو سازند غیر عادی و به احتمال زیاد اینجا گسل اتفاق افتاده است.
در داخل دولومیتهای سازند سلطانیه رگه های از بوکسیت و لاتوریت دیده میشود.
ادامه گزارش قرار خواهد گرفت
توجه:دانشجویان عزیز در صورت استفاده از این مطلب برای گزارش کار خود به این منبع اشاره کنید تا موجب کسر نمره از شما نشود




بازدیدها و برداشت های زمین شناسی از جمعه این هفته اغاز می شود اگر برداشت 2 را دارید با کار با کمپاس در برداشت 1 تقریبا اشنا شده اید و اگر برداشت 1 دارید با کار با این وسیله اشنا می شوید از کمپاس برای اندازه گیری شیب و امتداد لایه ها استفاده میکنند در نگهداری کمپاس دقت کنید زیرا در پایان ترم باید به استاد تحویل دهید هم اینک می اموزیم که این هفته چگونه بهتر با کمپاس کار کنیم
کمپاس وسيله اي است که براي اندازه گيري شيب و امتداد لايه ميتوان از آن استفاده نمود. در داخل محفظه کمپاس دو تراز به نامهاي کروي و لوبيايي که از اولي براي تراز کردن کمپاس با امتداد شيب و از ديگري براي يافتن تندي شيب لايه مورد نظر استفاده ميشود.
براي تهيه يک نقشه و يا تحليل زمين شناسي و ساختاري يک منطقه بايد مشخصات و موقعيت ساختارهاي صفحه اي و خطي آن منطقه برداشت شود. زمين شناسان نمي توانند بدون دانستن چگونگي استفاده از کمپاس براي بدست آوردن اطلاعات ساختاري و تشخيص مرز واحد هاي ساختاري، يک نقشه مفيد توليد کرده و يا اطلاعات مفيد بدست آورند. بنابراين ما نياز داريم که چگونگي اندازه گيري ساختار هاي خطي و صفحه اي را براي تمام انواع ساختمان ها مثل عناصر رسوبي و ساختماني و مرز هاي سنگ چينه اي نقشه ها، بدانيم. يک کمپاس داراي کارآيي هاي فراواني است که تعدادي از مهمترين اين کاربردها در زير توضيح داده مي شود:
1. اندازه گيري موقعيت ساختار هاي خطي
2. اندازه گيري زاويه پيچ براي عناصر خطي
3. اندازه گيري زواياي قائم، ارتفاع و فاصله
4. اندازه گيري ضخامت حقيقي لايه ها
5. اندازه گيري موقعيت صفحات
6. بدست آوردن موقعيت يک خط مابين دو نقطه
7. اندازه گيري موقعيت يک صفحه با تکنيک دو خط
8. تعيين دو نقطه هم ارتفاع
9. تعيين موقعيت با استفاده از کمپاس و نقشه.
براي تشخيص امتداد لايه قسمتي از کمپاس را که در شکل پشت آن اينه اي ميباشدرا به صورت مماس بر لايه قرار داده و آن را با استفاده از قسمت کروي داخل محفظه تراز مينماييم با توجه به عقربه موجود در داخل محفظه جهت شمال را مشخص کرده و ميزان انحراف لا يه از آن را به دست ميآوريم.
براي اندازه گيري شيب لايه کمپاس را به طور کامل باز کرده و آن را ا قسمت بغل کاملا مماس بر لايه قرار ميدهيم سپس با استفاده از کنترل قسمت لوبيايي که در قسمت پشت محفظه و تراز لوبيايي داخلي را کاملا تراز مينماييم و سپس عدد نشان داده شده توسط دستگاه را از درجه بندي داخلي دستگاه ميخوانيم که بيانگر شيب لايه ميباشد.
بازديد زمين شناسي و برداشت زمين شناسي 1 و 2 از واحدهاي است كه دانشجويان اكتشاف و استخراج بايد بگذرانند
بازديد زمين شناسي اشنايي كلي با پديده هاي زمين شناسي مثل گسل و رسوبگذاريها و دياژنز و شناسایی برخی کانیهای مشخص است تهيه گزارش كار براي پايان ترم كافيست
برداشت زمين شناسي 1 اشنايي با لايه هاي زمين و شناسايي و اندازه گيري شيب و امتداد انهاست كه با كمپاس انجام ميشود در برداشت 1 هدف اموزش كار با كمپاس است و نهايت اماده سازي گزارش كار براي پايان ترم كافيست اموزش كار با كمپاس بزودي روي وبسايت قرار ميگيرد
برداشت زمين شناسي 2 در ادامه برداشت 1 است و در دانشكده انحصارا توسط دكتر محمدي تدريس ميشود و معمولا شمشك ديزين محل بازديد است در برداشت 2 هدف شناسايي لايه ها توسط هر گروه و كشيدن نقشه ان منطقه است برای پایان ترم تهیه گزارش کار گروهی لازم است و بخشی از نمره شامل امتحان نظری از جزوه برداشت دکتر محمدی است
مناطق بازديد با توجه به استاد مشخص مي شود ولي معمولا مناطق شمشك -بي بي شهربانو- مناطق جنوب تهران- اطراف قم -كارخانه سيمان ابيك- منطقه زيارت-منطقه كن ....محل بازديد است
زمان و ساعت حركت نيز توسط اساتيد مشخص مي شود كه يا از دانشكده فني و يا مركز بهار(خ انقلاب بالاتر از پیچ شمیران خ بهار رویروی دانشکده تحصیلات تکمیلی) و ساعات ۶:۳۰ الي ۸:۳۰ میباشد